تبليغاتX
سرآبادان
دهکده ای ساییده سر بر آسمان
 

 

  سال نو مبارک...

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 12:24  توسط محمدرضا سر آبادانی  | 

H
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 23:50  توسط محمدرضا سر آبادانی  | 

K
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 23:48  توسط محمدرضا سر آبادانی  | 

J
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 23:47  توسط محمدرضا سر آبادانی  | 

N
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 23:45  توسط محمدرضا سر آبادانی  | 

.
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 23:38  توسط محمدرضا سر آبادانی  | 

SARABADAN
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 23:36  توسط محمدرضا سر آبادانی  | 

SARABADAN
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 23:35  توسط محمدرضا سر آبادانی  | 

ف
فرق نيمونه:تفاوت نميكند
فور فور:تند تند
ق
قرشمالGHERESHMAL:قرتي
قوچّاق:پر بنيه،قوي وچاق
قيش:قسمتي از پالان
قاراسورنگ:شديدا گرسنه
قزغون:ظرفي شبيه قابلمه يا ديگچه
قوربا:گردو بهمراه پوست سبز آن
قارچونگ:لانه پرنده

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 23:31  توسط محمدرضا سر آبادانی  | 

   رسوم قديمي روستا همچون "كوسنگلي يا كوسه گلدي"،"كله گرگي"،"تشريفات  عروسي و عزا" و از اين دست،نمايانگر قدمت و فرهنگ كهن آن است كه ما نسل سومي ها يا اين مراسم را نديده ايم و يا همان مقدار اندك كم را نيز فراموش كرده ايم كه دليلي شد تا از شما همشهريان عزيز بخواهم در صورت تمايل مطالب زيباي خود راجع به اين مراسم و چگونگي انجام آن را به ايميل بنده ارسال فرماييد:


msarabadani@gmail.com

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 23:30  توسط محمدرضا سر آبادانی  | 

   بي شك قصه هاي دوران كودكي جزء روشن ترين و پر رنگ ترين بخش خاطرات بچگيمان به شمار مي آيند و لذت آن وقتي با زبان ساده،شيرين و جذاب پدر بزرگ يا مادر بزرگ بيان شود دو چندان خواهد بود.

   جهان تيغ قصه ايست خيالي كه عطش روح نسل قديم را در دوراني كه كمترين سرگرمي وامكاناتي وجود داشت فرو بنشاند،قصه ايست كه احتمالا در هيچ كتابي نخوانده و از هيچ كسي نشنيده ايد قصه ايست كه نسل به نسل از سينه به سينه منتقل شده و راوي آن پدر بزرگ بنده (مشهدي حسن) شايد آخرين نسل از اين فرايند انتقال باشد.

   اين قصه به صورت مستند و بوسيله موبايل ضبط شده كه پيشاپيش بابت صداهاي اضافي عذر خواهي مينمايم،حجم آن در حدود 3 مگا بايت در دو فايل و مدت زمان نيم ساعت مي باشد.

http://www.4shared.com/file/90436985/8dbb4c/part1_jahantigh__.html
http://www.4shared.com/file/90437755/7018f6e/part2_jahantigh.html

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 7:27  توسط محمدرضا سر آبادانی  | 

سرابادان
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 23:29  توسط محمدرضا سر آبادانی  | 

سرابادان
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 23:22  توسط محمدرضا سر آبادانی  | 

ش


شرتنهshertene: شلخته
شيف زدن: شاخه جديد زدن
شقگ زدن shaghag: بشكن زدن
شاراماشارا: گلو گير شدن
شغال مستي: سر خوشي و بيقراري زياد
شمديshamadi: ترش و شيرين ،ملس
شاتير: كرت اصلي،تيره(نهر) اصلي

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 23:19  توسط محمدرضا سر آبادانی  | 

سرابادان
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 23:18  توسط محمدرضا سر آبادانی  | 

سرابادان
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 23:15  توسط محمدرضا سر آبادانی  | 

.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 0:14  توسط محمدرضا سر آبادانی  | 

 اگر ميخواهيد بدانيد شكل محرابي سنگ و اشكال روي آن نماد چيست متن زير را بخوانيد:

قدمت

*برگرفته از سايت فرش ايران
    در جهان اسلام  سنگ قبرها داراي اشكال متنوعي است كه نمايانگر معماري هر منطقه است.
طرح محراب كه اصلا طرحي متعلق به دوران «ميترايسم» است، پس از اسلام، از سده چهارم هجري قمري به بعد بر سنگ مزارها حكاكي شد. محراب مكاني است كه چه پيش از اسلام و چه پس از آن، دريچه اي رو به سوي خدا و حقيقت هستي تلقي مي شده است و كندن تصوير آن بر سنگ قبرها بي ربط نيست.
    در سنگ قبرهاي محرابي ، از نقوش تزييني به ويژه اسليمي و هندسي به صورت متقارن، در تمام سطوح استفاده شده است و از نظر تنوع به سه دسته تقسيم مي شود: نقوش اسليمي، نقوش هندسي و نقوش نمادين يا سمبوليك.
    سنگ قبرهاي محرابي شكل سده نهم هجري قمري ، داراي ويژگي هاي محراب هستند يعني سنگ قبرها داراي دو تا سه طاق نماي تو در تو با قوس هاي مازه دار است و حواشي اول آنها معمولا داراي تزيينات گل برگ اسليمي به شيوه «آژده» است و حاشيه دوم داراي صلوات كبير و بعضا حاشيه سوم شامل حديث يا دعاست و متن وسط به نام متوفي و تاريخ وفات اختصاص دارد. در بعضي از سنگ مزارها از نقش سمبوليك قنديل استفاده شده و در وسط آن كلمه الله نوشته شده است.

    سنگ مزارهاي سده دهم و يازدهم علاوه بر تزيينات اسليمي كه كاملا به صورت متقارن انجام شده از نقوش هندسي نيز برخوردار است و با ظرافت و زيبايي دايره هاي تزييني و گل هاي چند پر كه نماد گردونه خورشيد است بر آنها حجاري شده اند.
    قاب بندي حاشيه، پيشاني، لچك ها و طرح طاق نماي سنگ مزارها و نيز شيوه كتيبه نگارهاي سده نهم با سده دهم و يازدهم كاملا متفاوت است و سنگ مزارهاي سده سيزدهم و چهاردهم نيز از نظر تزيينات سمبوليك ابزار كار كه نشانگر پيشينه متوفي است، از سنگ قبرهاي سده هاي پيشين متمايز است. 
    در مطالعه سنگ هاي مزار نقوش هندسي ويژه اي در تمام سنگ ها حكاكي شده است.
    اين نقوش هندسي عبارتند از دايره، مربع و مثلث. اين تصاوير هندسي كليد رمز عناصر مهمي چون زندگي و رستاخيز پس از مرگ است.
    دايره در اساطير، عرفان و ادبيات شرق پيش از هر چيز نقطه اي است گسترش يافته، سمبوليسم و تفسير نمادين كمال، يكپارچگي و نبود هر نوع تمايز و ناهمگوني و دايره، علاوه بر مفهوم ضمني «ازل»، نمادي از خلاقيت يا خلق هستي نيز هست. همين طور مفهوم ابديت را در خود داراست.
   
    مربع، فيثاغورث معتقد است كه مربع نماينده وحدت گونه ها و نشان دهنده برابري يك چيز با خودش به نحوي بي پايان است و در نتيجه مي تواند نمادي از عدالت قانون نيز تلقي شود. مربع همين طور نمادي است از زمين در برابر آسمان كه دايره شكل است و به عبارت ديگر كمكي از عالم متعالي محسوب مي شود. مربع نمايانگر چهار جهت اصلي جهان يعني شمال، جنوب، شرق و غرب و همين طور چهار عنصر اصلي جهان؛ آب، باد، خاك، آتش، چهار مرحله از زندگي؛ كودكي، جواني، ميانسالي و پيري و چهار فصل؛ بهار، تابستان، پاييز و زمستان و ... است.
   
    مثلث، در جايگاه ها و طرح هاي مختلف مفاهيم متفاوتي دارد. از جمله مثلثي كه رو به بالا باشد نماد آتش و جنس مذكر است و مثلث رو به پايين، نماد آب و جنس مونث است.
    مثلثي كه با خورشيد و گندم در رابطه است نمادي از باروري است.
    نكته قابل توجه اين است كه شكل مثلث در بالاي سنگ گورها و رو به بالا حكاكي شده است. اين مثلث كه صريحا اشاره به بالا دارد نشانگر اين تفكر است كه بازگشت همه به سوي اوست.
    در سنگ گورها علاوه بر نقوش هندسي از عناصر نمادين ديگري نيز بسيار استفاده شده است از جمله: آينه، سرو، دو كبوتر، انار و گل انار، خوشيد، چليپا و ... كه جملگي در ادبيات، عرفان و فلسفه شرق مفاهيم معنوي اي را در بر دارند.
   
    «آينه»، نماد خود بازبيني، عشق جسماني، عشق الهي و ابزار معرفت حق است.
   
    «سرو»، نماد جاودانگي و فناناپذيري روح است.
   
    «خورشيد»، نماد خودآگاهي، بلندپروازي، بالا جويي و نور حق است. همين طور خورشيد، مظهر پدر، برادر، عمو، شوهر، كارفرما، شاه، رهبر و ميهن است.
   
    «دو كبوتر»، در آيين و فرهنگ كهن ايران نمايانگر، پيك و قاصد و در اسطوره هاي كهن ايران، نماد «پيك ناهيد» بوده است. كبوتر از يك سو به دليل ارتباطش با مفهوم ناهيد و از سوي ديگر مظهر مهرورزي با آفروديت (رب النوع زيبايي در اساطير يونان) مفهوم «پيك عشق» را نيز به خود گرفته است.
   
    «انار و گل انار» شبيه به آتشدان آتش مقدس است و از اين لحاظ در فرهنگ ايراني تقديس مي شده است و دانه هاي درون آن نيز يادآور باروري ناهيد بوده است.
   
    «چليپا يا گردونه مهر» از هزاران سال پيش در ايران همواره داراي ارزش هاي ديني، كيفيت درمان بخشي، مفاهيم عاطفي و مردمي، خاصيت پليدزدايي، مايه خوشبختي و سرشار از مفاهيم راز آميز و آسماني بوده است.
    نقش چليپا از ديرباز در ايران، روي جنگ افزارها، كمربندها، زيورآلات، چرخ هاي نخ ريسي، اندام انسان و دام (به صورت داغ)، روي سنگ مزارها، لباس ها، ظروف و ... طراحي مي شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 0:9  توسط محمدرضا سر آبادانی  |